خط حزبالله ۴۸۹ | خلأها را پر، و مقاومت را تبیین کنید
امام خامنهای: آمریکا در صورت خباثت نسبت به ملت ایران «سیلی سخت» خواهد خورد
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
خیلی خوش آمدید و انشاءالله این آغاز سال برای همهی شما و برای همهی ملّت ایران سال مبارکی را نوید بدهد. امسال نوروز و آغاز سال به خاطر تقارن با ایّام و لیالی متبرّک، حال و هوای معنوی بیشتری پیدا کرده. البتّه این نکته را به یادمان داشته باشیم که در همهی سالها هم ایرانیان در عید نوروز نگاهشان، نگاه معنوی و همراه با توسّل و توجّه به حضرت احدیّت است؛ لذا سال تحویل را همیشه با دعا آغاز میکنیم؛ جمعیّتهایی که در عید نوروزهای سالهای متمادی مسافرت میکنند، اغلب به مراکز متبرّک سفر میکنند. امسال دیدید در لحظهی تحویل، جمعیّت عظیمی را که در مشهد، در صحن مطهّر اجتماع کرده بودند؛ یا شب قبل مردم تهران بهشت زهرا را انباشتند از جمعیّت؛ این معنایش آن است که ایرانیان ما، مردم عزیز ما حتّی عید نوروز را هم یک عید معنوی به حساب میآورند و با توجّه و توسّل به خدای متعال سالشان را آغاز میکنند. خدا را باید سپاسگزار بود که با وجود تبلیغات سمّی و زهرآگین دشمنان برای اینکه ملّت ایران را از معنویّت جدا کنند، این تبلیغات، این تلاشهای همهجانبهی دشمن، ناکام مانده و ملّت ما به معنویّت، به توجّه، به توحید، به توسّل به ائمّه (علیهم السّلام) نزدیکتر شدهاند و ارادتشان، اظهار محبّتشان، اخلاصشان بیشتر است.
این ایّام متعلّق به امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است؛ این هم برای ما درس است. امیرالمؤمنین قلّهی عدالت است، قلّهی تقوا است، قلّهی گذشت است در طول تاریخ. اگر ملّت ایران و ملّتهای مسلمان بخواهند استفاده کنند از درس این انسان بزرگ و برترین انسانها بعد از پیغمبر اکرم، باید به نهجالبلاغه بیشتر مراجعه کنند. من توصیه میکنم امسال فعّالان عرصهی فرهنگی به مطالعهی نهجالبلاغه و آموزش نهجالبلاغه توجّه ویژهای داشته باشند.
آنچه مایلم به همه عرض بکنم این است که در این شبها فرصت دعا و تضرّع را از دست ندهید. امشبی که میآید، شب بیستویکم است، بعد هم شب بیستوسوّم است؛ اینها فرصت است، اینها مغتنم است؛ هر یک ساعتِ این شبها برای ما ارزش یک عمر دارد. میتوانید شما ــ بخصوص جوانها، بخصوص جوانها ــ با یک توجّه، با یک دعا، با یک اخلاص، سرنوشت زندگی خودتان بلکه سرنوشت زندگی یک ملّت را تغییر بدهید؛ با یک دعا. خدای متعال وعده کرده است «وَ اِذا سَاَلَکَ عِبادی عَنّی فَاِنّی قَریبٌ اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلیَستَجیبوا لی وَلیُؤمِنُوا بی»؛(۱) خدای متعال میفرماید من نزدیکم، میشنوم، پاسخ میدهم. «وَلیُؤمِنوا بی» یعنی باور کنید. این را باور کنید، بدانید دعای شما، درخواست شما، تضرّع شما از سوی خدای متعال شنیده میشود و پاسخ داده میشود، در صورتی که خودمان موانعی ایجاد نکنیم. این دعا وسیلهی موفّقیّت است، نهفقط در مسائل اخروی و برای برزخ و قیامت، حتّی برای دنیایتان، برای زندگی شخصیتان؛ حتّی در مبارزات بزرگ، در کارهای عظیم دعا کارساز است، دعا سبب است، وسیله است؛ این وسیله را خدا برای ما و در اختیار ما قرار داده؛ مثل توسّل به ائمّه (علیهم السّلام). ائمّه خلفاءالله هستند، مظهر قدرت الهی، مظهر علم الهی [هستند]؛ از آنها میخواهیم؛ خدمتی که خدای متعال محوّل کرده است به بندگان صالحش، کاری که آنها میکنند، کمکی که آنها میکنند، کمکی است که خدا دارد به ما میکند؛ وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَ لکِنَّ اللَهَ رَمىٰ.(۲) توسّل به اولیاءالله و ائمّهی هدیٰ (علیهم السّلام) و تضرّعِ عندالله در اختیار ما بندگان است؛ اینها را باید قدر دانست.
پیغمبران خدا، در مشکلات بزرگشان، متوسّل میشدند و دعا میکردند. در قرآن نقل میکند از حضرت موسیٰ (علیه السّلام) که در مبارزهاش با فرعون با آن شدّت، [میگوید] «رَبَّنا اِنَّکَ آتَیتَ فِرعَونَ وَ مَلَاَهُ زینَةً وَ اَموالاً ... رَبَّنا لِیُضِلّوا عَن سَبیلِکَ رَبَّنَا اطمِس عَلىٰ اَموالِهِم وَ اشدُد عَلىٰ قُلوبِهِم»؛(۳) دعا میکند و برای اینکه بر فرعون غلبه کند، از خدای متعال کمک میخواهد. خداوند متعال هم در جواب میگوید: قَد اُجیبَت دَعوَتُکُما فَاستَقیما؛(۴) دعا کردید، از خدا خواستید که در مبارزهی با فرعون پیروز بشوید، این را خواستید، خیلی خب، قَد اُجیبَت دَعوَتُکُما؛ خواستهی شما برآورده شد، فَاستَقیما؛ بِایستید، محکم، با ثبات، با امید. موسیٰ (علیه السّلام) به این توصیهی الهی و به این امر الهی عمل کرد و در مبارزهی خون با شمشیر، خون را بر شمشیر پیروز کرد. مبارزهی ملّت ایران هم همینجور بود ــ با توسّل، با دعا، با توجّه و با استقامت، با ایستادگی ــ و همینجور خواهد بود.
البتّه جبههی حق در این مبارزات هزینه هم میدهد. من مایلم تأکید کنم بر این مطلب؛ به حوادث سال ۱۴۰۳ ــ سال گذشته ــ با این چشم نگاه کنید. در مبارزهی حق و باطل، پیروزی با حق است امّا جبههی حق هزینه میدهد. در جنگ هشتساله در دفاع مقدّس، یک طرف ما بودیم، طرف مقابل یک ائتلاف جهانی بود پشت سر صدّام! هشت سال جنگ طول کشید، بعد از هشت سال همهی دنیا قبول کردند که ایران ــ ایران تنها و تهیدست ــ بر طرف مقابل پیروز شد؛ این را همه فهمیدند، این را همه گفتند، این را همه تصدیق کردند، امّا خب ما در این پیروزی همّتها از دست دادیم، باکریها از دست دادیم، خرّازیها از دست دادیم، چمرانها از دست دادیم؛ اینها خسارت است، اینها هزینه دادن است، لکن در راه پیروزی نهایی است. در حوادث سال گذشته، شخصیّتهای بزرگی از دست ما رفتند؛ شخصیّتهای ارزندهی ایرانی و لبنانی از دست ما رفتند؛ اینها مصیبت بود برای ما، مثل قضیّهی موسیٰ؛ آنجا هم همینجور. حضرت موسیٰ وقتی به مصر آمد، یک زندگی آرام و راحتی که نداشت؛ خودش و بنیاسرائیل در نهایت شدّت بودند: قالوا اوذینا مِن قَبلِ اَن تَأتیَنا وَ مِن بَعدِ ما جِئتَنا؛(۵) بنیاسرائیل به موسیٰ میگفتند که قبل از اینکه شما بیایی به عنوان پیغمبر در مقابل فرعون بِایستی، ما زیر شکنجه بودیم، حالا هم که آمدی باز زیر شکنجهایم! حضرت موسیٰ به آنها فرمود: قالَ موسىٰ لِقَومِهِ استَعینوا بِاللهِ وَ اصبِروا؛(۶) استعانت کنید، از خدای متعال کمک بخواهید، صبر کنید، استقامت کنید، مسائل درست خواهد شد؛ و درست شد. همانهایی که گله میکردند که داریم شکنجه میشویم، جلوی چشم خودشان دیدند که فرعون و فرعونیان با ذلّت تمام در آب غرق شدند، نابود شدند و اثری از قدرت و سلطنتشان باقی نماند؛ فقط اجسامشان باقی ماند جلوی چشم، برای عبرت. به این چشم نگاه کنید به حوادثی که پیش میآید، به سختیها، به دشواریها. نهفقط در زمینهی مبارزه؛ ما سال گذشته ــ سال ۱۴۰۳ ــ حوادث تلخ طبیعی هم داشتیم. در طبس در یک معدن، بیش از پنجاه نفر جان باختند؛(۷) خب اینها حادثههای تلخی است. جواب حضرت موسیٰ این است: اِستَعینوا بِاللهِ وَ اصبِروا؛ از خدای متعال استعانت کنید، کمک بخواهید و صبر کنید. شک نکنید سرانجام این ایستادگیها، شکست دشمنان است، شکست رژیم خبیث فاسدِ فاسق صهیونیستی است.
نکتهی مهمّی که دیروز در پیام اوّل تحویل [سال]، به ملّت ایران عرض کردم(۸) و مایلم روی آن نکته تکیه کنم، این است که در این حوادث تلخ سال ۱۴۰۳، قدرت معنوی ملّت ایران آشکار شد؛ صبوری ملّت ایران، ایستادگی ملّت ایران، شهامت ملّت ایران، رشادت ملّت ایران آشکار شد. ملّتها در مقابل حادثهای مثل شهادت رئیسجمهورشان و جمعی از دولتمردانشان کمرشان خم میشود؛ ملّت ایران بازخورد این حادثه را در آن بدرقهی عظیم حماسی نشان داد؛ [یعنی] نمایش عظیم حضور مردم در تشییع جنازهی رئیسجمهور(۹) محبوبشان. یا در نماز جمعهی نصر(۱۰) که دنیا متعجّب شد؛ در همهی کشور آن نماز جمعهی تاریخی اتّفاق افتاد، مردم حضور پیدا کردند. دشمن تهدید میکرد، میخواست ملّت احساس خطر کنند؛ ملّت سینه سپر کردند، آمدند؛ جمعیّتهای کمنظیر. یا در انتخابات ریاست جمهوری،(۱۱) نشاط مردم و آمادگی مردم برای اینکه نگذارند کار کشور زمین بماند؛ در انتخابات شرکت کردند و ظرف پنجاه روز، رئیسجمهور انتخاب کردند، دولت تشکیل دادند. در تشییع شهید هنیّه(۱۲) و در تشییعهای گوناگون، در برخورد با حوادث لبنان و فلسطین و غیر اینها ملّت ایران قدرت معنوی خودش را، روحیهی خودشان را نشان داد؛ نقطهی اوج همهی اینها هم راهپیمایی بیستودوّم بهمن بود. راهپیمایی بیستودوّم بهمن در سال ۱۴۰۳ یکی از آن راهپیماییهای تاریخی بود؛ بعد از ۴۶ سال به یاد انقلابی که آمریکا علیه آن فریاد میکشد، تلاش میکند، اروپا علیه آن تلاش میکند، منافقین عالم، انواع و اقسامشان، گردنکشان، فسّاق، فجّار در هر نقطهی دنیا که هستند و دستشان میرسد علیه جمهوری اسلامی اقدام میکنند، ملّت ایران این حرکت عظیم مردمی را در روز بیستودوّم بهمن انجام میدهد. ملّت ایران خودش را به دنیا شناساند. عزیزان! خودمان هم خودمان را بشناسیم؛ ملّت ایران خودش هم خودش را بشناسد. ما ملّت قویای هستیم، ما ملّت رشیدی هستیم. همهی این مسائل، این رشادت، این حضور، این وارد میدان شدن، در حالی بود که مشکلات اقتصادی هم مردم را احاطه کرده بود؛ اینجور مشکلات اقتصادی معمولاً جمعیّتهای مردمی را ناامید میکند، افسرده میکند؛ مردم ما با همهی این مشکلات وارد میدان شدند، از نظام دفاع کردند. دشمنان نظام به کوری چشمشان دیدند که ملّت ایران به نظام جمهوری اسلامی علاقهمند است.
در زمینهی کارِ برای کشور هم مردم نشاط انجام دادند. من البتّه دیروز گفتم، تکرار هم میکنم که آن شعاری که ما سال گذشته دادیم،(۱۳) به طور کامل انجام نگرفت؛ این به جای خود محفوظ؛ امّا در میدان کار، در میدان عمران و آبادی و ساخت و پیشرفت انصافاً دستِکم مردم، کم نگذاشتند؛ کارهای بزرگی انجام گرفت؛ یک مقداری از آن را در آن جلسهای که کارآفرینان در همین حسینیّه جمع شدند، گزارش دادند؛(۱۴) یک مقداری از آن کارهایی که انجام گرفته بود، پخش شد. الان هم شما ببینید در همین چند ماه گذشته تعداد زیادی طرحهای فراوان مفید برای مردم در سرتاسر کشور ــ بعضی بزرگ، بعضی کوچک، امّا زیاد و متعدّد ــ افتتاح شد؛ این نشاندهندهی آن است که مردم در میدان کار الحمدلله فعّالند. البتّه ما قانع نیستیم؛ کارهای زیادی هست که باید انجام بگیرد که یکی از آنها را من شعار امسال قرار دادم؛ یک مختصری دربارهی آن توضیح خواهم داد.
مسئلهی تولید را بنده چند سال است تکرار میکنم؛ جهش تولید، مشارکت مردم در تولید و مانند اینها؛ همه مربوط به تولید؛ چرا؟ چون تولید یکی از کلیدهای اصلی بهبود اقتصاد کشور و معیشت مردم است. تولید داخلی خیلی اهمّیّت دارد. منتها تولید احتیاج پیدا میکند به سرمایهگذاری؛ سرمایهگذاری هم تا میگوییم، ذهن بعضیها میرود به سرمایهگذاری خارجیها؛ نه، سرمایهگذاری مردم خودمان؛ همین نقدینگیای که در اختیار مردم است، همین که بعضیها صرف میکنند نقدینگیهای خودشان را در راه سکّه، در راه زمین، در راه مسکن، در راه ارز و مشکلات درست میکنند برای کشور ــ علاوه بر اینکه سودی نمیرسانند، مشکل هم ایجاد میکنند ــ همین نقدینگی اگر صرف سرمایهگذاری بشود برای تولید، کشور پیشرفت خواهد کرد. سرمایههای کوچک تا سرمایههای بزرگ؛ از یک مرغداری کوچکِ محدود شما بگیرید تا یک کارخانهی عظیم؛ همهی اینها سرمایهگذاری است؛ میتوان این کارها را انجام داد.
بنده امسال گفتم «سرمایهگذاری برای تولید»، شعار سال است. همه ــ مردم و دولت ــ در این زمینه توجّه نشان بدهند به این شعار و تا آنجایی که میتوانند کمک کنند. هر کدام هم وظیفهای دارند؛ مردم یک وظیفه دارند، دولت یک وظیفه دارد. وظیفهی مردم همین است که هر کس میتواند، پولی دارد، امکانی دارد برای اینکه یک تولیدی، ولو کوچک، به وجود بیاورد، این کار را بکند ــ آن کسانی که همّتی کردند و اقدام کردند، سودش را هم خودشان بردند، هم کشور و مردم سود بردند ــ تا کسانی که کارسازان و کارفرمایان و اشتغالآفرینان بزرگ هستند که میتوانند چند هزار نفر را به کار وادار کنند با تولید؛ همهی اینها [وظیفه دارند]. این مال مردم.
وظیفهی دولت چیست؟ وظیفهی دولت این است که زمینه را برای این کار آماده کند. وظیفهی دولت این است: زمینه را آماده کند. بحمدالله دولت مستقر است ــ دولت مستقرّی داریم؛ مثل سال گذشته نیست که جابهجایی و تغییرات و مانند اینها اتّفاق افتاده باشد ــ این دولت میتواند برنامهریزی کند تا بتواند زمینهها را آماده کند. افزایش تولید به مقدّماتی نیاز دارد که مهمترین آنها افزایش سرمایهگذاری است. اگر سرمایهگذاری افزایش پیدا کند، تولید افزایش پیدا میکند؛ این توصیهی امسال بنده است به آحاد مردم.
البتّه مردم و کسانی که توانایی دارند، اگر بخواهند سرمایهگذاری کنند، احتیاج دارند به اینکه سرمایهشان امنیّت داشته باشد؛ این حرف من خطاب به نیروهای نظارتیِ مسئول در دستگاههای مختلف است، چه در دولت، چه در قوّهی قضائیّه، چه در مجلس؛ امنیّت سرمایهگذاری. کسانی که میخواهند سرمایهگذاری کنند، باید احساس امنیّت کنند. اگر احساس امنیّت نباشد، کار پیش نمیرود، [سرمایهگذاری را] انجام نمیدهند. ما گاهی میبینیم در بعضی از جاها دستگاههای نظارتی کأنّه بکلّی نیستند، غایبند، [لذا] کارهای خلافی انجام میگیرد؛ این غلط است. امّا یک جاهایی هم دستگاههای نظارتی سختگیریهای بیجا میکنند، این هم غلط است؛ یکی این است. یکی مسئلهی ثبات قوانین و مقرّرات است؛ هر روز مقرّرات، بخشنامهها و آئیننامهها عوض نشود؛ تا سرمایهگذار خاطرجمع باشد که میتواند اطمینان کند و سرمایهگذاری کند.
یک نیاز دیگری که باز بر عهدهی مسئولین است، این است که فرایند سرمایهگذاری را کوتاه کنند. گاهی به ما نامه مینویسند و شکایت میکنند که ما میخواهیم سرمایهگذاری کنیم، ما را دو سال، سه سال معطّل میکنند برای اینکه یک مجوّزی بدهند! این هم درست نیست؛ باید واسطهها را کم کنند و بتوانند سرعتِ عمل به این کار بدهند.
یک مسئلهی دیگر هم مسئلهی واردات است. گاهی یک شرکتی، یک مرکزی، با زحمت زیاد توفیق پیدا میکند یک کالایی را در داخل تولید کند، در همان وقت، یک دستگاه دیگر ــ دولتی یا غیر دولتی ــ همان کالا را از خارج وارد میکند! خب این ضربهی به تولید داخلی است. همهی اینها را باید دولت مراقبت کند.
یکی از لوازم سرمایهگذاری معرّفی فرصتها است. مردم میگویند «خیلی خب، ما حالا یک مقدار پول داریم، چه کار کنیم، چه جوری سرمایهگذاری کنیم؟» باید به اینها راهنمایی کرد. دستگاههای مختلف، دستگاههای دولتی مختلف، در حوزهی کاری خودشان فرصتهای شغلی را معرّفی کنند، به مردم بگویند، از تلویزیون استفاده بشود، شرح داده بشود، مردم راهنمایی بشوند که اینجوری میتوانید سرمایهگذاری کنید؛ مثلاً فرض کنید [سرمایهگذاری در] شرکتهای دانشبنیان یکی از کارهایی است که در این زمینه میتواند انجام بگیرد.
به هر حال، اگر مسئولان کشور میخواهند مسئلهی معیشت مردم را حل کنند ــ که البتّه میخواهند؛ میدانیم این را؛ مسئولین کشور، مسئولین دولتی، واقعاً میخواهند و اصرار دارند که وضع معیشت مردم را درست کنند ــ این صرفاً با کارهای حمایتی انجام نمیگیرد؛ البتّه کارهای حمایتی هم خوب است، [امّا] با کارهای ریشهای انجام میگیرد که یکی از کارهای ریشهای، همین مسئلهی تولید و سرمایهگذاری است؛ دنبال این باید حرکت کنید. حالا در این زمینه حرف زیاد است.
افراد مطّلع از مسائل اقتصادی و مسئول، با احساس مسئولیّت، مردم را توجیه کنند، راهها را و کارها را [تبیین کنند]، دولت را توجیه کنند و به دولت کمک کنند. بعضیها راهکارهایی دارند، به بنده نامه مینویسند و به من پیشنهاد میکنند. خب رهبری در برنامهریزیهای اقتصادی دخالتی نمیکند؛ یعنی حقّ دخالت هم ندارد، این جزو وظایف دولت است، دولت باید این کار را بکند، ما هم میفرستیم برای دولت. عمده این است که مسئولین دولتی بدانند که چه وظایفی بر عهدهی آنها است، چه توقّعاتی از آنها هست و آنها را انشاءالله انجام بدهند. این، مسئلهی شعار سال.
یک مسئلهای دربارهی این حرفهای سیاسی این روزها است؛ حرفهای آمریکاییها و دولتیهای آمریکا که یکی یک چیز میگوید، یکی آن را تکمیل میکند، یکی آن را رد میکند، یکی آن را اثبات میکند. من فقط یکی دو نکته میگویم. نکتهی اوّل که نکتهی مهم است، این است که آمریکاییها بدانند که در مواجههی با ایران هرگز با تهدید به جایی نخواهند رسید. مطلب دوّم: آنها و غیرِ آنها بدانند که اگر خباثتی نسبت به ملّت ایران انجام بدهند، سیلی سخت خواهند خورد.
مطلب بعدی: یک اشتباه بزرگی را سیاستمداران آمریکایی و اروپایی و امثال اینها میکنند و آن اینکه اسم مراکز مقاومت در منطقه را میگذارند نیروهای نیابتی ایران؛ به آنها اهانت میکنند! نیابتی یعنی چه؟ ملّت یمن انگیزه دارد، مراکز مقاومت در کشورهای منطقه انگیزه دارند؛ جمهوری اسلامی ایران نایب لازم ندارد؛ نیابتی یعنی چه؟ خودشان هستند. در آغاز غصب فلسطین، یکی از کشورهایی که در خطّ مقدّم مقابلهی با این کار قرار گرفت، کشور یمن بود؛ حاکم آن روزش بلند شد رفت در یک اجتماع بینالمللی شرکت کرد و اینجوری مخالفت کردند؛ اینها با این دشمنیها، با این خباثتها، با این ظلمهایی که رژیم صهیونیِ غاصبِ خبیث، امروز و دیروز نسبت به مردم انجام میدهد مخالفند، اعتراض دارند، ایستادگی میکنند، مقاومت میکنند؛ اینجا بحث نیابت نیست. اشتباه بزرگشان این است که خیال میکنند اینها به نیابت از ایران دارند این کار را میکنند؛ نخیر، به نیابت نیست؛ نظر ما معلوم است، نظر آنها هم معلوم است.
امروز خباثتهای رژیم صهیونیستی، رژیم بیرحم صهیونی ــ که واقعاً کلمهی بیرحم، کلمهی کوچکی است ــ دل بسیاری از ملّتهای غیر مسلمان را به درد آورده. علیه رژیم صهیونی در آمریکا و در بعضی از کشورهای اروپایی تظاهرات انجام میگیرد؛ نمیخواهند ببینند اینها را؛ دولتمردان غربی نمیخواهند اینها را ببینند، بفهمند و بدانند که ملّتهایشان چگونه فکر میکنند. میگویند آن دانشگاهی را که در آمریکا، دانشجویانش آمدهاند به نفع فلسطین تظاهرات کردهاند، بودجهاش را قطع کنید؛(۱۵) این هم گردش آزاد اطّلاعات، این هم لیبرالیسم، آزادی، حقوق بشر! اینجوری اینها برخورد میکنند. امروز ملّتها با این خباثتهایی که رژیم صهیونیستی دارد انجام میدهد، مسلّماً مخالفند، معارضند، در برابر اینها هر که بتواند، هر جور بتوانند، مقاومت میکنند؛ جمهوری اسلامی هم در مقابل این زورگوییها، در مقابل این خباثتها محکم ایستاده؛ ما صریح مواضع خودمان را اعلام کردیم؛ ما از مبارزین فلسطینی و از مبارزین لبنانی که از کشورشان، از غزّه، از فلسطین دفاع میکنند، حمایت میکنیم؛ این روش همیشهی جمهوری اسلامی بوده. البتّه تهدید میکنند؛ بدانند ما هیچ وقت شروعکنندهی برخورد و درگیری با این و آن نبودیم، امّا اگر چنانچه کسی خباثت کند و شروع کند، بداند که سیلیهای سختی خواهد خورد.
پروردگارا! در این روز اوّل سال تفضّلات و لطف خودت را بر این ملّت نازل کن. پروردگارا! این سال را برای ملّت ایران، برای ملّتهای مسلمان، سال مبارکی قرار بده؛ ملّتهای مظلوم را بر ظَلَمه فائق و پیروز بگردان. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، ما را بیامرز؛ ملّت ایران را به اهداف بزرگ خودش برسان؛ قلب مقدّس ولیّعصر را از ما راضی کن؛ روح مطهّر امام بزرگوار که این راه را ایشان روی ما باز کرد و روح مطهّر شهدای عزیز که یاری کردند امام بزرگوار را، راضی و خشنود بگردان؛ رحمت و مرحمت خودت را بر اینها نازل کن.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
(۱ سورهی بقره، بخشی از آیهی ۱۸۶
(۲ سورهی انفال، بخشی از آیهی ۱۷؛ «... و چون [ریگ به سوی آنان] افکندی، تو نیفکندی بلکه خدا افکند ...»
(۳ سورهی یونس، بخش از آیهی ۸۸؛ «... پروردگارا! تو به فرعون و اَشرافش ... زیور و اموال دادهاى؛ پروردگارا! تا [خلق را] از راه تو گمراه کنند؛ پروردگارا! اموالشان را نابود کن و آنان را دلسخت گردان ...»
(۴ سورهی یونس، بخش از آیهی ۸۹؛ «... دعاى هر دوى شما پذیرفته شد. پس ایستادگى کنید ...»
(۵ سورهی اعراف، بخش از آیهی ۱۲۹؛ «[قوم موسىٰ] گفتند "پیش از آنکه تو نزد ما بیایى و [حتّى] بعد از آنکه به سوى ما آمدى، مورد آزار قرار گرفتیم."»
(۶ سورهی اعراف، بخشی از آیهی ۱۲۸
(۷ انفجار در معدن زغال سنگ معدنجوی طبس که در اثر نشت گاز و عدم تهویهی مناسب و انفجار در یکی از بلوکها رخ داد، باعث جان باختن و مصدومیّت دهها نفر از معدنچیان گردید.
(۸ بیانات به مناسبت حلول سال ۱۴۰۴ (۱۴۰۳/۱۲/۳۰)
(۹ تشییع شهدای خدمت در دوّم خرداد ۱۴۰۳
(۱۰ نماز جمعهی سیزدهم مهر ۱۴۰۳
(۱۱ دور اوّل چهاردهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری هشتم تیر ۱۴۰۳ و دور دوّم در پانزدهم تیر ماه برگزار گردید.
(۱۲ آقای اسماعیل هنیّه (رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین ـ حماس) که جهت شرکت در مراسم تحلیف ریاست جمهوری آقای دکتر مسعود پزشکیان در تهران حضور یافته بود، در حادثهی تروریستی دهم مرداد ۱۴۰۳ در محلّ اقامتش به شهادت رسید.
(۱۳ جهش تولید با مشارکت مردم. ر.ک: بیانات به مناسبت حلول سال جدید (۱۴۰۳/۱/۱)
(۱۴ بیانات در دیدار تولیدکنندگان و فعّالان اقتصادی بخش خصوصی (۱۴۰۳/۱۱/۳)
(۱۵. دولت آمریکا، کمکهای مالی به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار به دانشگاه کلمبیا را به دلیل اتّهامات یهودیستیزی قطع کرد. همچنین وزارت آموزش آمریکا، در پی اعتراضات حمایت از فلسطین، ۶۰ دانشگاه را به قطع بودجه تهدید کرد.
سخننگاشت | پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۴
حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی بهمناسبت آغاز سال ۱۴۰۴، سال جدید را سال «سرمایهگذاری برای تولید» نامگذاری کردند.
رسانه KHAMENEI.IR در این مجموعه سخننگاشت مروری بر پیام رهبر انقلاب داشته است.
امام خامنه ای : امسال را سال سرمایهگذاری برای تولیدنام گزاری کرده است
حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی بهمناسبت آغاز سال ۱۴۰۴، سال جدید را سال «سرمایهگذاری برای تولید» نامگذاری کردند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا مُقَلّبَ القُلوبِ و الاَبصار، یا مُدَبّرَ اللیلِ وَ النَّهار، یا مُحوّل الحَولِ و الاَحوال، حَوّل حالَنا اِلی اَحسَنِ الحال.(۱)
آغاز سال نو با شبهای قدر و ایّام شهادت امیر مؤمنان (صلوات الله و سلامه علیه) همراه است. امیدواریم برکات این شبها و توجّهات مولیالمتّقین (علیه الصّلاة و السّلام) در طول سال شامل حال مردم عزیز ما، ملّت ما، کشور ما و همهی کسانی که سال نویشان با نوروز آغاز میشود قرار بگیرد.
سال ۱۴۰۳ سال پُرماجرایی بود. حوادثی که در این سال پیدرپی اتّفاق افتاد، شبیه حوادث سال ۱۳۶۰ و دارای سختیها و مشقّتهایی برای مردم عزیز ما بود. در اوایل سال، شهادت رئیسجمهور محبوب ملّت ایران، مرحوم آقای رئیسی (رحمة الله علیه) اتّفاق افتاد. قبل از آن، شهادت تعدادی از مستشاران ما در دمشق اتّفاق افتاد. بعد از آن، حوادث گوناگونی در تهران و بعد در لبنان اتّفاق افتاد، عناصر ارزشمندی را ملّت ایران و امّت اسلامی از دست دادند. اینها حوادث تلخی بود که اتّفاق افتاد. علاوهی بر این، در طول سال و بخصوص در بخش دوّم سال، مشکلات اقتصادی بر مردم فشار آورد، سختیهای معیشت برای مردم مشکلاتی درست میکرد. این سختیها در طول امسال وجود داشت؛ لکن متقابلاً یک پدیدهی عظیم و عجیبی وجود پیدا کرد، و آن نشان دادن قوّت ارادهی ملّت ایران و روحیهی معنوی ملّت ایران و اتّحاد ملّت ایران و آمادگیهای سطح بالای ملّت ایران بود. اوّلاً در برابر حادثهای مثل فقدان رئیسجمهور، بدرقهی عظیمی که مردم کردند، شعارهایی که مردم دادند، روحیهی بالایی که از خودشان نشان دادند، نشان داد که این مصیبت اگرچه سنگین بود امّا نتوانست ملّت ایران را دچار احساس ضعف بکند. بعد هم با سرعت در طول مدّت مقرّر قانونی توانستند انتخابات برگزار کنند و رئیسجمهور جدید را انتخاب بکنند و دولت را تشکیل بدهند و کار مدیریّت کشور را از حالت خلأ بیرون بیاورند. اینها خیلی حائز اهمّیّت است و این نشاندهندهی روحیهی بالا و تواناییهای بالا و قوّت معنوی ملّت ایران است. خدا را باید بر این سپاس گفت.
علاوهی بر اینها در این حوادث ماههای اخیر که عدّهی زیادی از برادران ما در لبنان ــ برادران دینی ما و لبنانی ما ــ دچار مشکلاتی شدند، ملّت ایران توانستند با سعهی صدر به آنها کمک برسانند. این حادثهای که در این زمینه اتّفاق افتاد، یعنی سیل کمکهای مردم به شکل عجیب به سمت برادران لبنانی و فلسطینی خودشان، یکی از وقایع ماندگار و فراموشنشدنی تاریخ کشور ما است. طلاهایی که خانمهای ما، بانوان ما با سخاوت از خودشان جدا کردند و در این راه دادند و کمکهایی که مردم ما، مردان ما انجام دادند، اینها مسائل مهمّی است. این نشاندهندهی قوّت ارادهی ملّت و عزم راسخ ملّت است. این روحیه، این حضور، این آمادگی، این قوّت معنوی برای آیندهی کشور و همیشهی زندگی ایران عزیز ما یک سرمایه است. از این سرمایه انشاءالله کشور حدّاکثر استفاده را خواهد کرد و خدای متعال هم تفضّلاتش را بر ملّت ادامه خواهد داد.
در سال گذشته ما شعار «جهش تولید با مشارکت مردم» را مطرح کردیم(۲) که این برای کشور لازم بود بلکه به یک معنا حیاتی بود. حوادث گوناگون سال ۱۴۰۳ مانع از آن شد که این شعار به تمام معنا تحقّق پیدا بکند. البتّه تلاشهای خوبی انجام گرفت؛ هم دولت، هم مردم، بخش خصوصی، سرمایهگذاران، کارآفرینندگان، اینها توانستند کارهای خوبی را انجام بدهند لکن آنچه اتّفاق افتاد با آنچه مورد انتظار بود فاصله داشت. بنابراین امسال هم مسئلهی عمدهی ما مسئلهی اقتصاد است. آنچه را که من به عنوان توقّع از دولت محترم، مسئولان محترم و مردم عزیزمان امسال مطرح میکنم، باز یک مسئلهی اقتصادی است. این مسئلهی اقتصادی ما شعار امسال هم خواهد بود و آن، مربوط به سرمایهگذاری در اقتصاد است.
یکی از مسائل مهمّ اقتصاد در کشور سرمایهگذاریهای تولیدی است. تولید آن وقتی جهش پیدا میکند که سرمایهگذاری انجام بگیرد. البتّه سرمایهگذاری عمدتاً از سوی مردم باید انجام بگیرد ــ و دولت شیوههای مختلفش را برنامهریزی کند ــ لکن در آن جایی که مردم یا انگیزهای ندارند یا توانایی سرمایهگذاری ندارند، دولت هم میتواند در این میدان وارد بشود؛ نه به عنوان رقابت با مردم، بلکه به عنوان جایگزین مردم؛ آنجایی که مردم نمیآیند، دولت وارد میدان بشود و سرمایهگذاری کند. به هر حال سرمایهگذاری تولید یکی از مسائل لازم برای اقتصاد کشور و برطرف کردن مشکل معیشت مردم است. اصلاح معیشت مردم برنامهریزی میخواهد لکن این برنامهریزی بدون مقدّماتی از این قبیل امکانپذیر نیست. بایستی حتماً هم دولت و هم مردم با عزم و انگیزهی فراوان، سرمایهگذاری برای تولید را جدّی بگیرند و دنبال کنند. کار دولت، فراهم کردن زمینهها است، برداشتن موانع تولید است؛ کار مردم هم این است که سرمایههای خُرد و سرمایههای بزرگ خود را بتوانند در راه تولید به کار ببرند. اگر سرمایه در راه تولید به کار رفت، دیگر به سمت کارهای مضر مثل خرید طلا، خرید ارز و امثال اینها نخواهد رفت، و کارهای مضر، دیگر انجام نخواهد گرفت. بانک مرکزی میتواند در این زمینه نقش ایفا کند، دولت هم نقشهای مؤثّر فراوانی را میتواند به وجود بیاورد. بنابراین شعار امسال «سرمایهگذاری برای تولید» است که این انشاءالله مایهی گشایشی برای معیشت مردم خواهد شد و برنامهریزی دولت با مشارکت مردم، در کنار یکدیگر انشاءالله مشکل را برطرف خواهد کرد.
یک اشارهای هم بکنم به این حوادث این چند روز اخیر. حملهی مجدّد رژیم غاصب صهیونیستی به غزّه یک جنایت بسیار بزرگ و فاجعهآفرین است. امّت اسلامی یکپارچه باید در مقابل این بِایستند. اختلافات خودشان در مسائل گوناگون را کنار بگذارند. این مسئله، مسئلهی امّت اسلامی است. علاوهی بر اینها همهی آزادگان عالم، در خود آمریکا، در کشورهای غربی و اروپایی و کشورهای دیگر، مردم به طور جد مقابله کنند با این حرکت خائنانه و فاجعهآمیزی که اینها دارند انجام میدهند. باز هم کودکان کشته میشوند، خانهها ویران میشود، مردم آواره میشوند و جلوی این فاجعه را مردم بایست بگیرند. البتّه آمریکا هم در مسئولیّت این فاجعه شریک است. کسانی که اهل نظر سیاسی هستند در دنیا، تشخیص همهشان این است که این کار با اشارهی آمریکا یا لااقل با موافقت آمریکا و چراغ سبز آمریکا انجام گرفته. بنابراین آمریکا هم شریک در این جنایت است. حوادث یمن هم همینجور؛ این حملهی به مردم یمن، به غیرنظامیان یمنی هم یک جنایت است که بایستی حتماً جلوی آن گرفته بشود.
امیدواریم خداوند متعال برای امّت اسلامی در این سال نو، خیر و صلاح و پیروزی را مقدّر فرموده باشد و ملّت ایران هم بتوانند سالی را که اکنون شروع میشود، با خرسندی، با رضایت، با اتّحاد کامل و با موفّقیّت انشاءالله آغاز کنند و پیش ببرند تا آخر سال.
امیدوارم قلب مقدّس ولیّعصر (ارواحنا فداه) و روح مطهّر امام بزرگوار و ارواح طیّبهی شهدا از ما راضی و خشنود باشند.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
(۱ زادالمعاد، ص ۳۲۸
(۲ ر.ک: بیانات به مناسبت حلول سال نو (۱۴۰۳/۱/۱)
رهبری انقلاب :مذاکره با این دولت آمریکا گره تحریم ها را کورتر خواهد کرد
در یازدهمین روز از ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶(۱)
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.
جلسهی خیلی خوبی بود. بیانات جوانان عزیزمان من را به این نتیجه میرساند که سطح تفکّر و تحلیل و برداشت مجموعهی دانشجویی روبهرشد است؛ یعنی امسال من مطالبی را شنیدم که سطح آن از مطالبی که سالهای قبل ــ مثلاً سال قبل ــ میشنیدم بالاتر است. خود این یک مسئلهی امیدبخش و مژدهآفرینی است؛ یعنی مجموعهی جوان کشور و دانشجوی کشور دارد حرکت میکند و پیش میرود. گاهی ما در حال حرکتیم، متوجّه حرکت خودمان نیستیم، امّا حرکت دارد انجام میگیرد؛ الان اینجور است. الان خوشبختانه تفکّر حاکم بر محیط دانشجویی تفکّری است که به سمت پختهتر شدن و جامعنگر شدن دارد پیش میرود.
البتّه این معنایش آن نیست که من همهی آنچه را اینجا گفته شد قبول داشته باشم؛ ممکن است بعضی از مطالب را قبول نداشته باشم. مثلاً فرض بفرمایید یکی از برادرها گفتند آن کسانی که عناصر قدرت در اختیار آنها است، مثلاً عناصر امنیّتی و نظامی و مانند اینها، در مواقع حسّاس در مقابل رژیم صهیونیستی مثلاً به وظیفهشان عمل نمیکنند، تبدیل میشوند به بیانیّهنویس! این درست نیست؛ نه، آن کسانی که باید کاری را انجام بدهند، در وقت خودش کار را انجام دادند. اگر آن کاری که شما متوقّعید انجام بگیرد و انجام نمیگیرد، دنبال کنید و تحقیق کنید ــ که البتّه بعضی جاها قابل تحقیق هم نیست، برای اینکه مسائل سرّی است خیلی از این مسائل ــ خواهید دید که نه، موجّه است؛ یعنی آن عملی که انجام گرفته یا عملی که انجام نگرفته، کاملاً دارای توجیه است.
راجع به جوانها هم گفتند که من منصرف شدهام از تکیهی به جوانها، نه، امید بنده فقط همین شما جوانها هستید. [بنده] معتقدم به تکیه به جوانها، منتها شرایط زیادی وجود دارد که به آن شرایط باید توجّه کرد ــ حالا من در صحبت امروز شاید یک اشارهای بکنم ــ و آن شرط اساسی این است که بر مواضع خودتان ماندگار باشید، «استقامت» کنید؛ اینجور نباشد که به یک تحلیلی برسید، یک قضاوتی بکنید که انقلابی است، درست است و مورد قبول است، بعد بر اثر حتّی یک مانع کوچک، یک تردید، از آن مبنا منصرف بشوید و تبدیل بشوید به یک آدم بیتفاوت. مراقب باشید که این روحیه را، این احساس را، این نشاط را، این تحلیل را حفظ کنید.
از مسئولین محترم وزارت علوم و وزارت بهداشت هم خواهش میکنم جدّاً به این حرفها توجّه کنند؛ حتّی نوشتههای این برادران و این خواهرمان را ــ که گلایههایی در آن بود ــ بگیرند، بخوانند و دقّت کنند و ترتیب اثر بدهند؛ یک مواردی از آنها کاملاً درست است. ما هم البتّه تا آنجایی که به ما مربوط میشود، مطمئنّاً ترتیب اثر میدهیم.
من عرایضم را امروز در سه بخش تنظیم کردهام و عرض میکنم؛ یک کلمهی کوتاهی دربارهی ماه رمضان و روزه است؛ یک بحثی دربارهی مسئلهی دانشجوها است، مسئلهی شما؛ یک بحث دیگر هم راجع به همین مسائل جاری سیاسیِ سر زبانها چند نکتهی کوتاه هست که عرض خواهم کرد.
البتّه این را بگوییم که سال گذشته که این جلسه تشکیل شد تا امسال حوادث گوناگونی پیش آمده؛ پارسال وضعیّت متفاوتی داشتیم. سال گذشته، در مثل امروزی که با شما دانشجوها جلسه داشتیم، شهید رئیسی زنده بود، شهید سیّدحسن نصرالله (رضوان الله تعالی علیه) در کنار ما بود، شهید هنیّه، شهید صفیّالدّین، شهید سنوار، شهید ضیف و چندین شخصیّتِ برجستهی انقلابیِ بزرگ در میان ما یا در کنار ما حضور داشتند که امسال نیستند. نگاه ناقص و بیپشتوانه و سطحی از سوی دشمنان و مخالفان و رقیبان جمهوری اسلامی یک برداشت غلطی را از این حادثه میکند. من میخواهم در نقطهی مقابل حرف آنها، با اطمینان کامل، به شما بگویم بله، این برادران بسیار ارزشمند بودند و واقعاً نبودنشان برای ما خسارت است؛ در این تردیدی نیست، امّا ما امسال که اینها را نداریم، نسبت به سال گذشته در مثل همین روز، در برخی از مسائل قویتر از سال گذشته هستیم، در بعضی از مسائل ضعیفتر نیستیم، اگر قویتر نباشیم. امسال ما بحمدالله از لحاظ گوناگون، از جهات مختلف، قوّتها و تواناییهایی داریم که سال گذشته اینها را نداشتیم. بنابراین بله، نبودن این عزیزان خسارت است، حوادثی که در منطقهی غرب آسیا پیش آمد حوادث تلخ و دردناکی است لکن جمهوری اسلامی بحمدالله رشد خودش و پیشرفت خودش و افزایش قدرت خودش را همچنان دارا است.
در سال سوّم هجرت، پیغمبر اکرم کسی مثل حمزه را از دست داد؛ در جنگ اُحد، حمزه از کنار پیغمبر رفت. فقط هم حمزه نبود، [بلکه] برجستهترینشان حمزه بود، وَالّا شجاعان دیگر، یاران دیگر رفتند؛ این مال سال سوّم هجرت است. سال چهارم هجرت و پنجم هجرت، پیغمبر بسیار قویتر از سال سوّم هجرت بود؛ یعنی از دست دادن شخصیّتهای برجسته به هیچ وجه به معنای عقبگرد، عقبرفت، ضعیف شدن نیست، اگر چنانچه دو عامل وجود داشته باشد که یکی عبارت است از «آرمان»، دوّمی «تلاش»؛ آرمان و تلاش. اگر این دو عامل در یک ملّتی وجود داشته باشد، بودن و نبودن شخصیّتها خسارت است منتها به حرکت کلّی ضربهای نمیزند.
امّا بحث مربوط به ماه رمضان. خداوند متعال میفرماید: یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقون؛(۲) یعنی طبق این آیه، هدف روزه عبارت است از تقوا. تقوا چیست؟ تقوا از مادّهی «وقایة» است. وقایه یعنی حفظ. تقوا یعنی وسیلهی حفظ، وسیلهی مصونیّت، عنصر مصونیّتبخش؛ این تقوا است. تقوا انسان را مصون میکند؛ از چه چیز؟ از بدیها، از وسوسهها، از بداندیشیها، از بدخواهیها، از خیانتها، از فسقها، از شهوترانیها، از بیاعتنائی به وظیفه، از ترک فعل واجب؛ تقوا این است؛ این خیلی مهم است. روزه به شما یک نمونهای، یک مستورهی(۳) کوچکی از این حالت را اعطا میکند؛ یعنی شما گرسنه هستید غذا هم هست، تشنه هستید آب هم هست [امّا] نمیخورید و نمیآشامید؛ یعنی خودداری میکنید؛ این همان تقوا است، منتها در چند ساعتِ روز و نسبت به چند مورد محدود؛ این حالت باید عمومیّت پیدا کند در زندگی من و شما و باتقوا بشویم.
در سرتاسر قرآن آثار تقوا خیلی زیاد است امّا حالا من دو مورد از این آثار تقوا را اشاره میکنم. اوّل: وَ مَن یَتَّقِ اللَهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً * وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب؛(۴) اگر تقوا حاصل شد، تقوا گشایش ایجاد میکند، «گشایش دنیوی». تقوا گشایش دنیوی ایجاد میکند؛ یعنی در زمینهی اقتصاد اثر میگذارد، در زمینهی امنیّت اثر میگذارد؛ تقوا این[جور] است. جامعهای که باتقوا باشد، یَجعَل لَهُ مَخرَجا؛ این تقوا برای او گشایش ایجاد میکند. دوّم: هُدىً لِلمُتَّقین؛(۵) قرآن هدایت است برای صاحبان تقوا؛ «هدایت الهی». چیز کمی نیست هدایت الهی؛ مهمترین چیز همین است. مگر نمیخواهیم به نجات و فلاح و سعادت برسیم؟ خب یک هدفی وجود دارد؛ به این هدف میخواهیم برسیم؛ یکی باید ما را راهنمایی کند، دستگیری کند؛ خدا است. خدا دستگیری میکند؛ کِی؟ آن وقتی که ما تقوا را رعایت کنیم. پس بنابراین روزه را وسیلهای قرار بدهید برای اینکه تقوا را در خودتان تقویت کنید؛ این اساس کار است. امروز هر دوی این نتیجهها، یعنی هم گشایش، هم هدایت، برای ما جنبهی کاربردی دارد. ما، هم احتیاج داریم به گشایش، هم احتیاج داریم به هدایت الهی.
خب، تقوا را چه جوری به دست بیاوریم؟ در این زمینه حرف زدهاند، راهحل گفتهاند، آنچه بنده میخواهم در یک جمله عرض بکنم، [این است که] تقوا دست خود من و شما است؛ عزم و ارادهی ما را لازم دارد؛ باید اراده کنیم. امام (رضوان الله علیه) در یکی از این کتابهای اخلاقیشان ــ شاید چهل حدیث یا اسرار الصّلوة ــ خطاب به خوانندهای که میخواهد راه توحید را پیش برود و در راه توحید سلوک کند، چند جا تکرار میکنند و میگویند: «تصمیم مردانه بگیرید، تصمیم قاطع بگیرید»؛(۶) با تصمیم شما، با ملاحظهی شما، با مراقبت شما تقوا حاصل میشود. آن جوانی که در یک حادثهی پُرجاذبه برای جوان ولی حرام، خودش را حفظ میکند، این [کار]، نیروی تقوا را در او تقویت میکند و آن حالت مصونیّت را، خویشتنداری را افزایش میدهد. این بحث دربارهی ماه رمضان.
[حالا] دربارهی دانشجو؛ حرفهایی که شماها در مورد مسائل دانشجویی زدید و امیدی که به حرکت دانشجویی در دل کسانی که معتقد به دانشگاه هستند وجود دارد، کاملاً حرفهای درستی بود، بنده هم همهی اینها را تصدیق میکنم. من یک مطلب کوتاهی را ــ [البتّه] اگر بتوانم انشاءالله آن را امروز کوتاه بیان کنم ــ اینجا یادداشت کردهام که بیان کنم، و آن، همین مسئلهی «هویّت دانشجویی» است. ببینید، در طول این دو قرنی که تمدّن غربی وارد کشور ما شد و با ما ارتباط پیدا کرد و با غربیها و تمدّن غربیها سروکار پیدا کردیم، جوان ایرانی دو تجربهی متفاوت در مواجههی با تمدّن غرب دارد: یک تجربه، تجربهی اوّل او است که نتیجهاش شیفتگی و خودباختگی است؛ یک تجربه، تجربهی بعدی او است که نتیجهاش شناخت و برخورد گزینشی و احساس استقلال، و در یک مواردی کاملاً احساس جدایی و دوری است. این دو برخورد را من مختصر توضیح بدهم.
در برخورد اوّل، مواجههی اوّل، وقتی که با غربیها، با عناصر غربی، با بعضی از نمادهای غربی سروکار پیدا کردیم، جوان ایرانی ــ بحث سر جوان است، من راجع به جوانها دارم صحبت میکنم؛ طبقات دیگرِ مردم تقریباً احساسشان شبیه احساس جوانها است؛ من حالا راجع به جوانها میخواهم عرض بکنم ــ در آن برخورد اوّل وقتی با غرب مواجهه پیدا کرد، یک پیشفرضی برایش به وجود آمد، یک تصوّر قطعیای برایش به وجود آمد و آن عبارت بود از: دوگانهی «غرب پیشرفته، و ایران عقبمانده و ضعیف»؛ «غرب موفّق، و ایران منحط»؛ این برایش مسجّل شد. وقتی جوان ایرانی خودش را در مقابل پیشرفتهای غربی و علم غربی و فنّاوری غربی و مانند اینها مشاهده میکرد، احساس میکرد که عقبمانده است، منحط است، ناتوان است؛ او پیشرفته است و باید دنبال او حرکت کرد، باید دنبال او راه افتاد.
خب واقع قضیّه هم همین بود؛ یعنی ایرانِ صد سال پیش، حقیقتاً از غربِ صد سال پیش خیلی عقبتر بود. حالا دلایل و علل و عواملش مفصّل است و بحث امروز ما جای اینها نیست، ولی خب این واقعیّت داشت. منتها یک نکتهی مهمّی اینجا وجود دارد: اگر چنانچه شما به طرف مقابل که نگاه کردید ــ مثلاً به غرب نگاه کردید ــ و نقاط قوّت او را دیدید، اگر چنانچه این نقاط قوّت شما را متوجّه به نقاط ضعف خودتان بکند و شما را به فکر فروببرد، این خوب است. آدم نگاه کند ببیند آنها چه کار کردند، ما چه کار باید بکنیم؛ فرض بفرمایید آنها به پیشرفت علمی دست پیدا کردند، ما هم بایستی به پیشرفت عملی دست پیدا کنیم؛ اگر این باشد خوب است، امّا این اتّفاق نیفتاد. نگاه شد به غرب به صورت یک موجود موفّق، [یعنی] قوّتهای او موجب شد که قوّتهای خودمان از یادمان برود! نقطهقوّتهایی هم ما داشتیم؛ ملّت ایران نقطهقوّتهایی داشت: ایمان داشت، صفا داشت، برادری داشت، خانواده داشت، وفا [داشت]، حیا [داشت]؛ اینها نقاط قوّت ما است. ما از اینها غفلت کردیم، جوانِ آن روزِ ما از اینها غفلت کرد؛ خودش غفلت کرد، یک عدّهای هم در داخل کشور یا پیدا شدند یا حضور داشتند که این غفلت را تشدید کردند؛ یعنی به جای اینکه به خودیافتگی برسند، به خودباختگی رسیدند و این فهم را در بین عموم مردم منتشر کردند که اگر میخواهید به جایی برسید، زندگیتان، علمتان، تواناییهایتان به آنجایی برسد که در غرب مشاهده میکنید، باید در همهی امور مثل آنها بشوید، باید غربی بشوید، خود شما با تکیهی به اصالتهای خودتان نمیتوانید به جایی برسید! همین حرف معروف تقیزاده(۷) که گفت از فرق سر تا نوک پا باید غربی شد؛ لباس باید غربی بشود، اخلاق باید غربی بشود، رفتارهای زندگی باید غربی بشود، همهچیز باید غربی بشود تا ما بتوانیم به آنها برسیم.
آن وقت مهم این است که تقلید از غرب، در این خُلقیّات و مسائل اخلاقی و مسائل فکری اتّفاق افتاد، امّا در مسائل اساسیای که غرب متّکی به آنها بود هیچ اتّفاقی نیفتاد. بله، صورت یک دانشگاهی درست شد، امّا از این دانشگاه هیچ انسان برجستهای، هیچ اختراعی، هیچ کار نویی، هیچ پیشرفت علمیای در آن دورهی رضاخان بیرون نیامد. غربیها هم این را تقویت کردند؛ غربیها هم همین احساس را، همین باور را که باید پیرو غرب شد، تبعیّت از غرب کرد، تقویت کردند. آن روز در داخل کشور نمایندهی دولتهای غربی در واقع انگلیسها بودند که در اینجا بر همهچیز، بر همهکس مسلّط بودند؛ [آنها] یک دیکتاتور را سر کار آوردند. رضاخان سر کار آمد؛ با روحیهی اقتدار و دیکتاتوری و قلدری روی همهجا دست گذاشت و یک مجموعهای دُوروبَر او به وجود آمدند که اینها از لحاظ فکری ــ چون این حرفها به عقل خود او نمیرسید ــ همین حالت گرایش به غرب را، در واقع تبعیّت از غرب را، هضم شدن و حل شدن در تمدّن مادّی غرب را در بین مردم ترویج کردند، جا انداختند، عملی کردند و در اقتصادمان، در مسائل گوناگونمان، در مسائل اجتماعیمان، این را پیش بردند. پرچم حمایت از غرب را در واقع اینها به دست گرفتند.
رضاخان مظهر غربگرایی مخرّب بود؛ غربگرایی ویرانگر؛ یعنی همهچیز را در واقع در اختیار غربیها گذاشتند و نتیجه این شد که کشور از باطن، در داخل، از درون پوک شد. لذا وقتی بعد از بیست سال همان انگلیسها مجدّداً رضاخان را از سر کار برداشتند و بردند، کشور ما نه یک ارتش ملّی داشت، نه یک اقتصاد ملّی داشت، نه یک امنیّت ملّی داشت، نه یک سیاست داخلی ملّی داشت، نه یک سیاست خارجی ملّی داشت، نه حتّی لباس ملّی داشت! یعنی پیشرفت کشور را در تغییر لباس، در گذاشتن فلانجور کلاه، در این چیزها خلاصه کردند. اینها اینجوری با غرب مواجه شدند. از قول یکی از این مسئولان، رجال سیاسی دورهی قاجار و پهلوی، مخبرالسّلطنهی هدایت، نقل شده که او میگوید که نگاه به بولوارهای شهرهای غربی بود، نه به لابراتوارها، نه به کتابخانهها؛ نوع برخورد این بود.
البتّه آن شخصیّتهای فکری، امثال تقیزاده، امثال فروغی، امثال حکمت، بزرگترین مقصّرهای آن دوره هستند و اینها دهها سال کشور ما را عقب نگه داشتند. توجّه داشته باشید، مطمئنّاً اگر چنانچه یک گروه دلسوز علاقهمندی به جای اینها وجود داشت، میتوانست کشور را پیش ببرد. اینها کشور را عقب نگه داشتند. این، آن برخورد و آن تلقّی اوّلیّهی در قبال غرب است.
تجربهی دوّم ــ که به نظرم آن مهم است؛ آن ما را به اینجا رسانده تاکنون ــ از لابهلای حوادث تلخ بتدریج برای مردم پیدا شد. عملکردهای ظالمانه و غیر منصفانهی غربیها در کشورمان؛ اشغال بعضی از بخشهای کشور به وسیلهی انگلیس و روس تزاری، که آن هم جزو غرب بود آن روزها؛ بعد البتّه باز به وسیلهی شوروی بخشهایی از ایران را [اشغال کردند]؛ عوارض این تسلّطها؛ در شمال کشور، در جنوب کشور، در شرق کشور تسلّط پیدا کردند، جاهایی را تصرّف کردند، سرکوب کردند، قحطی به وجود آوردند. هزاران نفر ــ حالا عدد به طور قطعی در اختیار ما نیست، امّا بعضی میگویند چند میلیون [نفر] ــ از قحطیای که غربیها در کشور به وجود آوردند مُردند؛ به خاطر قحطیای که اینها به وجود آوردند. نهضتهای داخلی را سرکوب کردند؛ در تبریز یک جور، در مشهد یک جور، در گیلان یک جور؛ و خیانتهای گوناگون: قرارداد وثوقالدّوله،(۸) تمدید قرارداد نفت دارسی(۹) به وسیلهی رضاشاه و امثال اینها. این کارها بتدریج افراد هوشمند و آحاد مردم و بخصوص جوانها را متوجّه باطن غربیها کرد؛ یعنی معلوم شد ماورای این ظاهرِ اتوکشیدهی روشنِ گاهی با لبخند، یک باطن خبیث وجود دارد، یک باطن خائن وجود دارد؛ این را احساس کردند. تدریجاً آن شوق، آن شیفتگی نسبت به تمدّن غرب در بین بسیاری از آحاد مردم و جوانها کاهش پیدا کرد.
نهضت ملّی نفت در سال ۲۹[۱۳] و ۳۰[۱۳] قطعاً یک مقطع مهمّی بود، مقطع تاریخسازی بود؛ یک نقطهی عطف بود که توانست باطن غربیها را به ما نشان بدهد؛ کلّیّت غرب را، باطن کلّیّت غرب را این نهضت با مقدّماتش، با مؤخّراتش و نتایج و تبعاتش، برای مردم ایران روشن کرد. مصدّق در مبارزهی با انگلیس در قضیّهی نفت، تکیهاش و امیدش به آمریکا بود؛ علناً، صریحاً امیدوار بود که آمریکا از او حمایت کند در مقابل انگلیس، [امّا] ضربه را آمریکا به مصدّق زد؛ یعنی همان آمریکایی که مصدّق امیدوار بود کمکش کند، آن آمریکا کودتا کرد. «کیم روزولت» عنصر کودتاچی معروف و مشهوری که آمد کودتای بیستوهشتم مرداد را راه انداخت، یک فرد آمریکایی بود؛ با پول آمریکا، با امکانات آمریکا آمدند این کودتا را راه انداختند و چند ده سال دیگر کشور را اسیر کردند.
خب، پس این حوادث یک نتیجه داد؛ آن نتیجه این بود که برای پیشرفت، تکیهی به غرب نهفقط کمککننده نیست بلکه مانع است؛ یعنی تکیهی به غرب نهفقط ما را به پیشرفت نمیرساند بلکه مانع پیشرفت میشود. معلوم شد که در ایران هر پدیدهای که با زیادهخواهیهای غرب، با منافع غرب در تعارض باشد، اینها بیرحمانه با آن برخورد میکنند؛ یا مستقیم برخورد میکنند، کمااینکه در بیستوهشتم مرداد مستقیم برخورد کردند و آمدند کودتا کردند؛ یا غیر مستقیم برخورد میکنند، یعنی به وسیلهی حکومت دستنشاندهی خودشان، مثل پانزدهم خرداد سال ۴۲؛ آنجا هم برخورد کردند، کشتار کردند، قتلعام کردند، منتها به دست محمّدرضا.
خب، این حالت یعنی در واقع شناخته شدن باطن تمدّن مادّی غرب برای ملّت ایران، برای جوان ایرانی، موجب این شد که واکنشها شروع بشود؛ عدّهای سینه سپر کردند. کودتا در مرداد اتّفاق افتاد، در آذر همان سال،(۱۰) در دانشگاه تهران، عدّهای از جوانهای دانشجو، برای آمدن نیکسون که معاون رئیسجمهور آن روز آمریکا بود، قیام کردند، ایستادگی کردند و سه نفر از دانشجویان به دست عوامل حکومت کشته شدند؛ یعنی جان باختند. از آن روز شروع شد. البتّه دانشگاه در حوادث بسیار بزرگی دخالت داشته؛ این را توجّه داشته باشید. بله، دانشگاهِ امروز با دانشگاه قبل از انقلاب و حتّی با دانشگاه بعد از انقلاب، با بیست سال قبل، تفاوتهای زیادی دارد؛ امروز دانشگاه جلوتر است، پیشرفتش بیشتر است، فهمش از مسائل گوناگون پیچیدهتر و عمیقتر است، و ایستادگیاش هم خوب است. برخلاف آنچه تبلیغ میشود و گاهی گفته میشود که نسل جدید دانشجو و جوان ایرانی مثل نسل دههی ۶۰ آمادگی ندارد، اینجور نیست؛ این آمادگی امروز هم وجود دارد. ما این را در قضایای مختلف مشاهده کردهایم، امروز هم داریم جلوی چشم خودمان مشاهده میکنیم آمادگی جوان ایرانی را برای حضور در صفوف مقدّم؛ در مقابلهی با دشمن حاضرند، آمادگی دارند؛ فهمشان هم از مسائل بهتر است، آمادگیشان هم بحمدالله بسیار خوب است.
البتّه آن خطّ انحرافی با این کار قطع نشد؛ آن خط ادامه پیدا کرد؛ آن خط تا شروع انقلاب، به طور صریح، ابعاد گوناگون زندگی مردم را تحت تأثیر قرار میداد؛ یعنی واقعاً اگر چنانچه انقلاب در سال ۵۷ اتّفاق نمیافتاد، حرکت کشور، حرکت مسئولینِ دولتی آن روز و مسئولین فرهنگی آن روز به نحوی بود که کشور را از همهی مزایای معنوی و اخلاقی و ثروتهای معنوی خودش محروم میکرد؛ یعنی وابستگی را ــ هم وابستگی مادّی و هم معنوی را ــ به خارج، به آمریکا، به کشورهای گوناگون دیگر روزبهروز بیشتر میکرد و آنها دستشان در غارت بازتر میشد؛ انقلاب به داد مردم ایران رسید، به داد کشور رسید، توانست جلوی این حمله را بگیرد. آنها بالاخره تا انقلاب ادامه دادند.
من برای این خیلی اهمّیّت قائلم: هنر بزرگ امام (رضوان الله علیه) این بود که اوّلاً با «ملّت» حرف زد، نه با یک قشر خاص، نه با یک حزب یا با یک مجموعهی خاص؛ با ملّت ایران حرف زد، به ملّت هویّت داد، از ملّت مطالبه و اظهار توقّع کرد؛ ملّت را به میدان آورد، وارد میدان کرد؛ این هنر بزرگ امام است. در هیچ یک از قضایای گذشته، این حرکت عظیم ملّی با دعوت کسی مثل امام ــ که البتّه هیچ کس را مثل امام نداشتیم ــ سابقه ندارد.
این[طور] بود که هم به ملّت احساس هویّت داد، از آنها توقّع کرد که وارد بشوند، هم به آنها اعتماد کرد، هویّت فرهنگی و تاریخی ملّت را به یادشان آورد، از غفلت خارج کرد همهی ما را. ماها توجّه نداشتیم به تواناییهای خودمان؛ امام ما را متوجّه کرد به تواناییهایمان، به پیگیریهایمان، ما را وارد میدان کرد، ملّت را وارد میدان کرد و در این کار واقعاً مجاهدت کرد، خداوند متعال هم برکت داد. ملّت مرعوب نبودند، مرعوب نشدند، [امام] احساس مرعوب شدن را از ملّت سلب کرد. خب، این حالتِ عمومیِ برخوردِ دوّم میان عمدتاً جوانان کشور ما با حضور غرب و تمدّن مادّی غرب در کشور است که در این زمینهها البتّه ما زیاد صحبت کردهایم.
امّا قلدرهای عالم دستبردار نیستند؛ آنچه مهم است این است. قلدرهای عالم، آن کسانی که سالهای متمادی در ایران هر کار خواستند کردند، پنجاه هزار مستشار نظامی و غیر نظامی را آوردند اینجا، هر چه خواستند از منابع کشور بردند، هر جور خواستند تحمیل کردند: «به چه کسی نفت بفروشید، به چه کسی نفت نفروشید، با چه کسی رابطه داشته باشید، با چه کسی نداشته باشید، چه کسی را به عنوان نخستوزیر سر کار بیاورید، چه کسی را نیاورید، با روحانیّت چگونه برخورد کنید، با دانشگاه چگونه برخورد کنید» ــ سالهای متمادی، آنها اینجور در این کشور زندگی کردند ــ دست اینها قطع شده و اینها نمیتوانند ساکت بمانند. از اوّل انقلاب تا امروز با انقلاب مبارزه کردند، مقابله کردند، توطئه کردند، هر کار توانستند کردند.
البتّه در همهی این مدّت، به فضل الهی، انقلاب بر آنها پیروز شده. قلدران عالم میگویند دنیا باید از ما تبعیّت کند! میبینید دیگر؛ امروز دارید میبینید، یک نمونهاش را همه دارند مشاهده میکنند در دنیا.(۱۱) [میگویند] همه باید از ما تبعیّت کنند، همه باید منافع ما را بر منافع خودشان مقدّم کنند؛ اوّل ما. امروز در دنیا این را به همه دارند نشان میدهند؛ در واقع، باطن غرب را دارند در مقابل چشم همه قرار میدهند. البتّه به نظرم ــ اینجور خیال میکنم ــ ایران اسلامی تنها کشوری است که به طور قاطع این را رد کرده؛ ما به طور قاطع گفتهایم که ما به هیچ وجه منافع دیگران را بر منافع خودمان ترجیح نمیدهیم.
خب، حالا برگردیم به مقولهی جوان دانشجوی ایرانی. امروز من میخواهم به شما عرض بکنم که این سیاستِ حرکت دشمن در جهت ترویج همان روحیهی تبعیّت و انفعال و وابستگی، امروز به طور جدّی از طرف دشمن فعّال شده؛ یعنی با شیوههای جدیدی، بخصوص با پیشرفتهای علمیای که شده و اینترنت و بقیّهی چیزهایی که هست، در حال کارند در این زمینه؛ دارند تلاش میکنند. دانشجوی ما کجا قرار میگیرد؟ البتّه این احساساتی که اینجا گفته شد، مطالبی که بیان شد، این روحیهای که اینجا نشان داده شد، روحیهی بسیار خوبی است. علاجِ مواجههی با توطئهی دشمنی که میخواهد نفوذ کند و تصرّف کند و سلطهی ازدسترفته بر کشور عزیز ما را دوباره پیدا کند، فقط همین روحیه و همین احساس و همین حرکت کلّی دانشجویی است؛ در این تردیدی نیست.
در مقابل حرکت دشمن ــ این حرکتی که گفتم امروز با شیوههای جدید دارد دنبال میشود ــ حرکت اسلامی هم خوشبختانه در حال پیشرفت است. ما امروز در زمینهی مسائل دینی و مسائل اخلاقی و حتّی مسائل عرفانی، نوآوریهای خوبی داریم. عناصر فکری خوبی امروز خوشبختانه در حوزههای علمیّه، در خود دانشگاه، در بخشهای مختلف جامعه رشد کردهاند؛ توانستهاند زبان مناسب روز را برای تفهیم مفاهیم اسلامی به دست بیاورند، پیدا کنند، از آن استفاده کنند. همین مطالبی که اینجا شما گفتید ــ که حالا ده برابر این را هم در مجموعهی اجتماعات دانشجویی قطعاً میتوان تهیّه کرد و بعد من یک اشارهای هم میکنم ــ همان چیزی است که من چند وقت قبل در یکی از این دیدارها توصیه کردم: «تولید محتوا»؛(۱۲) محتوا همینها است. برای فضای مجازی، یکی از کارهای لازم، تولید محتوا است. همینها محتوا است. کارهایی که شما میتوانید انجام بدهید، فکری که میتوانید تولید کنید، تحلیل عمیقی که میتوانید نسبت به مسائل داشته باشید و ارائه بدهید، همان تولید محتوایی است که ما انتظار داریم.
دانشجو باید اینجا قرار بگیرد؛ جایگاه دانشجو اینجا است. دانشجو میتواند مثل یک معلّم، مثل یک هشداردهنده، مثل یک چراغ راهنما عمل کند؛ به قدر توان خودش در محیطِ مساعدِ مناسبِ خودش. میتوانید عمل بکنید. این، آن چیزی است که به نظر من هویّت دانشجویان عزیز ما این است؛ این حالت توانایی برای بیان کردن، برای تبیین کردن و توضیح دادن.
من البتّه توصیههایی هم دارم. سال گذشته من یک تعدادی توصیه کردم؛ اینجا ذکر کردم مطالبی را.(۱۳) یکی از توصیهها این بود که تشکّلهای دانشجویی به داخل دانشگاه بپردازند؛ این را من تأکید میکنم. این کار، آنطور که به من گزارش شد، آنچنان که باید و شاید انجام نگرفته؛ توقّع من از شما جوانها این است. موانعی وجود دارد؛ همهی کارهای بزرگ، همهی کارهای خوب یک موانعی برایش پیدا میشود. تصوّر نکنیم که در جادّهی آسفالته داریم حرکت میکنیم؛ نه، پیچوخم دارد، بالا و پایین دارد، مشکلات دارد؛ بر مشکلات فائق بیایید. بر مشکلات فائق بیایید! اگر زبان مناسب تبیین را شما بتوانید به کار ببرید، در دانشگاه میتوانید اثر بگذارید. طرف شما، مخاطب شما دانشجو است، یک جوانی است، عناد ندارد، دشمنی ندارد، آمادهی شنیدن است، آمادهی قبول است. همان توقّعی که اینجا یکی از برادرها ابراز کردند، گفتند «مراکزی که باید تبیین کنند، باید بیان کنند، به کار خودشان نمیرسند، آن کار را انجام نمیدهند»، خب این توقّع از خود شما هم هست؛ [شما] تشکّلها مطالعه کنید، آماده بشوید و محیط دانشگاه را تحت تأثیر تفکّرات درست خودتان قرار بدهید؛ یک توصیه این است.
یک توصیه [اینکه] جلسات هماندیشی جدّی داشته باشید؛ یعنی واقعاً روی یک مسئله فکر کنید، از عناصر مطمئنّ فکری که امروز وجود دارند ــ ما عناصر مطمئنّ فکری داریم ــ در جلسات هماندیشی استفاده کنید؛ بحثهای مهمّ روز را مطرح کنید. بعضی از این بحثهایی که مطرح میشود، بحثهای درجهی یک نیست، موضوعات درجهی یک نیست؛ موضوعات درجه دو و سه است. مسائل اصلی کشور، آن مسائلی است که به حرکت انقلاب و حرکت کلّی جامعه ارتباط پیدا میکند ــ مسائل داخلی، مسائل خارجی ــ اینها را پیدا کنید و محلّ بحث قرار بدهید. در قضایای مختلف تحلیلهای گوناگونی مطرح میشود؛ در روزنامهها، در محیط فضای مجازی؛ این [تحلیلها] تردید ایجاد نکند در شما؛ یعنی در مقابل تحلیلهای مختلف دچار سردرگمی و تردید نشوید. خودتان تحلیل خودتان را، فهم خودتان را، تحقیق خودتان را در دست بگیرید و غلبه کنید بر حرفهای غلطی که گفته میشود.
یکی از توصیههای من این است؛ بعضی از ایرادها و انتقادهای دانشجویان به مسئولان، بر اثر بیاطّلاعی است. مثلاً فرض کنید چرا وعدهی صادق ۲ در فلان وقت انجام نگرفت، فلان وقت انجام گرفت؛ اگر در فلان وقت انجام میگرفت، فلان حادثه اتّفاق نمیافتاد؛ خب این درست نیست؛ این درست نیست. آن کسانی که متصدّی این کارها هستند، دلبستگیشان، وابستگیشان، عشقشان و آمادگیشان به انقلاب کمتر از من و شما نیست؛ آنها را نمیشود متّهم کرد؛ محاسبه دارند، حساب دارند، با محاسبه کار میکنند؛ آنچه انجام میدهند، اگر شما هم جای آنها بودید همین کار را انجام میدادید؛ این احتمال را همیشه در ذهنتان داشته باشید و متّهم نکنید افراد را؛ یعنی در حوادثی که مشاهده میکنید احیاناً یک ابهامی برای شما دارد، احتمال یک محاسبهی درست را همیشه بدهید، که ممکن است پشت این تصمیمگیری یک محاسبهی درستِ واقعیای وجود داشته باشد.
در نقد کردن، من سال گذشته یکی از توصیههایم این بود که انتقاد کنید، نقد اشکال ندارد؛ سؤالاتی در این زمینه مطرح شده که خب چه طوری، چه جوری نقد کنیم؟ مثلاً در وضع جنگی، در وضعیّت معارضهی دشمنان چه جوری نقد کنیم که به اینها برنخورد؟ نقد اشکال ندارد منتها نقد کردن با تهمت زدن فرق میکند؛ مراقب باشید وقتی نقد میکنید، کسی را متّهم نکنید. سؤال مطرح بشود؛ اشکال ندارد، سؤال مطرح بشود، ابهام مطرح بشود، و فرصت جواب دادن به وجود بیاید. گاهی هست که طرف [مقابل] بعضی از سؤالات را هم نمیتواند جواب بدهد؛ یعنی فرصت جواب ندارد یا امکان جواب دادن نسبت به این قضیّه نیست؛ در اینطور موارد حتّی ابهام را هم مطرح نکنید. با یک چنین شیوههایی، فرضیّات احتمالی را مسلّم ندانید.
به نظر من در انتقادها مراقب باشید بنبستنمایی نشود؛ یعنی جوری انتقاد نکنید که وقتی مردم عادی میشنوند احساس بنبست بکنند؛ نه، گاهی اوقات اشکالی که بیان میشود جوری است که وقتی انسان آن را میشنود احساس میکند واقعاً دیگر هیچ راهی وجود ندارد؛ خب این غلط است. اینکه وانمود بشود که در فلان مسئلهی اقتصادی یا فلان مسئلهی فرهنگی یا فلان مسئلهی آموزشی و دانشگاهی بنبست وجود دارد، غلط است؛ این ناامید میکند مردم را؛ از این بجد باید پرهیز بشود. اختلافافکنی، دو قطبیسازی، ناامیدسازی، بدبینسازی به مسئولان تصمیمگیر، اینها نباید در انتقادات باشد.
از من هم گاهی سؤالاتی میشود؛ البتّه مستقیم سؤال نمیشود، مثلاً در فضای مجازی هست یا در اظهاراتی است که به دفتر ما میکنند: فرض بفرمایید چرا فلانی وقتی که همهی وزرا رأی آوردند اظهار خرسندی کرد، در حالی که ممکن است بعضی از این وزرا با آن معیارهای مورد نظر او موافق نباشند؟ این یکی از سؤالات است. خب بله، این سؤالی است؛ جوابش این است که رأی آوردن همهی وزرا در مجلس، یک پدیدهی مطلوبی است؛ اگر چنانچه رأی نیاورند، آن مجموعهی هر وزیری که رأی نیاورده، مدّتها بیسرپرست میماند. بیسرپرست ماندن، بمراتب بدتر است از اینکه یک آدمی باشد که حالا برخی از معیارها را هم نداشته باشد؛ یعنی هرجومرج به وجود می آید. این خیلی خوب است که دولت بتواند در یک فرصت مناسبی، در یک وقت مناسب مشخّصی تشکیل بشود و بتواند کشور را اداره کند. دولت باید بتواند کشور را اداره کند؛ این رأی مجلس، این حُسن بزرگ را دارد. خب، طبعاً انسان خرسند میشود. ممکن هم هست که در عین حال انسان عملکرد فلان وزیر را به طور کامل نپسندد؛ یا برخی از خصوصیّات او را خصوصیّات مثبتی نداند؛ اینها با همدیگر منافاتی ندارد. از این قبیل بالاخره چیزهایی هست. خلاصه [باید] دغدغهی اصلی دانشجو اینها نباشد؛ اینها مسائل اصلی کشور نیست؛ مسائل اصلی کشور همینطور که عرض کردم، چیزهای دیگری است.
امّا چند جمله در مورد این مسئلهی اخیر آمریکا و این دعوت به مذاکره و از این حرفها. اوّلاً اینکه رئیسجمهور آمریکا(۱۴) میگوید ما آماده هستیم با ایران مذاکره کنیم و به مذاکره دعوت [میکند] و ادّعا میکند که نامهای فرستاده ــ که البتّه به ما نرسیده؛ یعنی به من نرسیده ــ به نظر من این فریب افکار عمومی دنیا است؛ این معنایش آن است که ما اهل مذاکرهایم، میخواهیم مذاکره کنیم، صلح کنیم، دعوا نباشد، ایران حاضر به مذاکره نیست. خب، ایران چرا حاضر به مذاکره نیست؟ به خودتان برگردید. ما چند سال نشستیم مذاکره کردیم، همین شخص، مذاکرهی تمامشدهی کاملشدهی امضاشده را از میز بیرون انداخت و پاره کرد؛(۱۵) با این آدم چه جور میشود مذاکره کرد؟
در جواب این حرف من، عنصرِ داخلیِ مقالهنویسِ فلان روزنامه میگوید «خب آقا! دو نفری که با همدیگر جنگ دارند و مینشینند برای صلح مذاکره میکنند، اینها هم به هم اعتماد ندارند؛ نداشتن اعتماد مانع مذاکره نیست»؛ این اشتباه است؛ همان دو نفری که برای صلح دارند مذاکره میکنند، اگر به وفای به آنچه قرارداد میشود مطمئن نباشند، مذاکره نمیکنند؛ چون میدانند کار بیهودهای است، کار مهملی است. در مذاکره باید انسان مطمئن باشد که طرف مقابل به آنچه متعهّد شد عمل خواهد کرد. وقتی میدانیم عمل نمیکند، چه مذاکرهای؟ بنابراین، دعوت به مذاکره و اظهار مذاکره فریب افکار عمومی است.
راجع به تحریمهای آمریکا ــ که خب مذاکرهی ما در قضیّهی برجام در دههی ۹۰، از اوّل برای رفع تحریمها بود ــ خوشبختانه تحریمها دارد کماثر میشود در دنیا. وقتی تحریمها ادامه پیدا میکند، بتدریج اثر خودش را از دست میدهد. این را خود آنها هم اعتراف دارند؛ یعنی خود آنها هم اعتراف دارند که کشورِ تحریمشده میتواند راههای خنثی کردن تحریم را بتدریج پیدا کند و تحریمها را خنثی کند. ما خیلی از این راهها را پیدا کردیم، تحریمها را خنثی کردیم. بله، تحریم بیاثر نیست امّا اینجور نیست که اگر وضع اقتصادی ما بد است، منشأ آن صرفاً تحریم باشد؛ نه، بیتوجّهیهای خود ما گاهی اوقات اثر دارد؛ نه گاهی، [بلکه] اکثر مشکلات ناشی از بیتوجّهیهای ما است. البتّه یک بخشیاش هم مربوط به تحریم است که تحریمها هم بتدریج بیاثر میشود؛ این هم جزو مسلّمات است.
در مورد سلاح هستهای ــ که مدام گفته میشود ما نمیگذاریم ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند ــ ما اگر میخواستیم سلاح هستهای درست کنیم، آمریکا نمیتوانست جلوی ما را بگیرد. اینکه ما سلاح هستهای نداریم و دنبال سلاح هستهای هم نیستیم، به خاطر این است که خودمان به دلایلی نمیخواهیم، که این دلایل را قبلاً گفتهایم و بحث کردهایم. خودمان نخواستیم؛ وَالّا اگر خودمان میخواستیم، آنها نمیتوانستند جلوی ما را بگیرند.
نکتهی بعدی: آمریکا تهدید میکند به نظامیگری! این تهدید به نظر من غیر عاقلانه است؛ یعنی جنگ، ایجاد جنگ، ضربه وارد کردن، یکطرفه نیست. ایران قادر به زدن ضربهی متقابل است و قطعاً این ضربه را وارد خواهد کرد. من حتّی معتقدم اگر چنانچه یک حرکت غلطی از طرف آمریکاییها و عواملشان سر بزند، آن که بیشتر ضرر میکند آنها هستند. البتّه جنگ چیز خوبی نیست، ما دنبال جنگ نیستیم، امّا اگر چنانچه کسی اقدام کرد، برخورد ما یک برخورد قاطع و حتمی است.
مطلب بعدی این است که آمریکا امروز در مسیر ضعیفتر شدن است، نه در مسیر قویتر شدن؛ این یک واقعیّتی است. هم از لحاظ اقتصادی در مسیر ضعیفتر شدن است، هم از لحاظ موقعیّت سیاسی در دنیا، هم از لحاظ سیاست داخلی خودش، هم از لحاظ مسائل اجتماعی درون خودش؛ همهی عوامل در حال تضعیف آمریکا هستند. آمریکا آن قدرت آمریکای سی سال پیش و بیست سال پیش را ندارد و نخواهد هم داشت، و نمیتواند داشته باشد.
نکتهی بعدی این است که بعضیها در داخل، همان مسئلهی مذاکره را مدام تشدید میکنند: «آقا! چرا جواب نمیدهید؟ چرا مذاکره نمیکنید؟ چرا نمینشینید با آمریکا؟ خب بنشینید». من میخواهم عرض بکنم اگر هدف از مذاکره رفع تحریم است، مذاکرهی با این دولت آمریکا رفع تحریم نخواهد کرد؛ یعنی تحریمها را برنمیدارد، [بلکه] گره تحریمها را کورتر خواهد کرد؛ فشار را افزایش خواهد داد. مذاکرهی با این دولت، فشار را افزایش خواهد داد. من چند روز قبل از این در صحبت مسئولین هم گفتم.(۱۶) مطالب جدیدی را مطرح میکنند، توقّعات جدیدی را مطرح میکنند، مطالبات زیادهخواهانهی جدیدی را مطرح میکنند؛ مشکل بیش از آنچه امروز هست خواهد بود. بنابراین مذاکره هیچ مشکلی را حل نمیکند، هیچ گرهی را باز نمیکند. این هم یک نکته.
نکتهی آخر؛ برخلاف انتظار دشمن، نه مقاومت فلسطین و نه مقاومت لبنان از پا درنیامده بلکه قویتر شده، پُرانگیزهتر شده. این شهادتها از لحاظ انسانی به آنها خسارت وارد کرد امّا از لحاظ انگیزه آنها را تقویت کرد. ملاحظه کردید، کسی مثل سیّدحسن نصرالله (رضوان خدا بر او) از بین میرود، از میان این جمع پرواز میکند، جای او خالی میماند، آن وقت در عین حال در همان روزهای بعد از شهادت او حرکتی که حزبالله علیه رژیم صهیونیستی انجام میدهد، از حرکتهای قبلیاش قویتر است. در مقاومت فلسطین، کسی مثل هنیّه، کسی مثل سنوار، کسی مثل ضیف از میان اینها میرود، در عین حال اینها در مذاکرهای که اصرار رژیم صهیونیستی و طرفدارانش و آمریکا بر این مذاکره بوده، میتوانند شرایط خودشان را بر طرف مقابل تحمیل کنند؛ این نشاندهندهی آن است که انگیزهها قویتر شده.
این جملهی آخر من است؛ ما هم این را بگوییم: با همهی توان از مقاومت فلسطین و مقاومت لبنان حمایت خواهیم کرد. این بین مسئولان کشور مورد اتّفاق است. دولت، ریاست محترم جمهور، دیگران بر این مسائل اتّفاق نظر دارند، مشکلی وجود ندارد. و انشاءالله ملّت ایران خواهد توانست در آینده هم مثل گذشته، در دنیا به عنوان پرچمدار مقاومت در مقابل زورگویی معرّفی بشود.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
(۱ در ابتدای این دیدار، تعدادی از نمایندگان تشکّلهای دانشجویی به بیان دیدگاههای خود دربارهی مسائل سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی پرداختند.
(۲ سورهی بقره، آیهی ۱۸۳؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، روزه بر شما مقرّر شده است همانگونه که بر کسانی که پیش از شما [بودند] مقرّر شده بود؛ باشد که پرهیزکاری کنید.»
(۳ نمونه
(۴ سورهی طلاق، بخشی از آیات ۲ و ۳
(۵ سورهی بقره، بخشی از آیهی ۲
(۶ از جمله، شرح چهل حدیث، ص ۱۰
(۷ سیّدحسن تقیزاده (نخستین رئیس مجلس سنا در حکومت پهلوی)
(۸ قراردادی که در ۱۹۱۹ میلادی توسّط وثوقالدّوله (صدراعظم احمدشاه قاجار) با نمایندگان دولت انگلیس به امضا رسید که به موجب آن، کلّیّهی تشکیلات نظامی و مالی ایران تحت نظارت انگلیسیها قرار میگرفت و امتیاز راهآهن و راههای شوسه نیز به آنها واگذار میشد.
(۹ قراردادی که میان دولت ایران و ویلیام ناکس دارسی در ۱۲۸۰ شمسی منعقد شد که به موجب آن، امتیاز استخراج و بهرهبرداری از نفت در سراسر ایران جز بخشهای شمالی به مدّت شصت سال به دارسی واگذار شد و دارسی نیز متعهّد شد که شرکت یا شرکتهایی برای بهرهبرداری از این امتیازات تأسیس نماید و سالانه مبلغ بیست هزار لیره وجه نقد و معادل همین مبلغ از سهام شرکت و ۱۶ درصد از منافع خالص خود را به دولت ایران بپردازد.
(۱۰ شانزدهم آذرماه ۱۳۳۲
(۱۱ از جمله میتوان به اعمال تعرفه های گمرکی به اقلام وارداتی برخی از کشورها به آمریکا، از سوی رئیس جمهور این کشور اشاره کرد.
۱۲) بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم استان آذربایجان شرقی به مناسبت سالروز قیام بیستونهم بهمن مردم تبریز (۱۴۰۳/۱۱/۲۹)
۱۳) بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان و نمایندگان تشکّلهای دانشجویی در ماه مبارک رمضان (۱۴۰۳/۱/۱۹)
(۱۴ دونالد ترامپ
(۱۵ دونالد ترامپ در اوّلین دورهی ریاست جمهوری خود، در هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۷با امضای فرمانی، از توافق موسوم به «برجام» که در دولت رئیسجمهور پیشین آمریکا (باراک اوباما) میان ایران و پنج عضو دائم شورای امنیّت سازمان ملل متّحد به همراه آلمان و اتّحادیهی اروپا (کشورهای ۱+۵) به امضا رسیده بود، خارج شد.
۱۶) بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران در ماه مبارک رمضان (۱۴۰۳/۱۲/۱۸)
خط حزبالله ۴۸۸ | شلیک کاغذی به ذهن و معیشت مردم
امام خامنهای: مبانی تمدن غربی مخالف اسلام است/ جمهوری اسلامی ایران توقعات دولتهای قلدر را نخواهد پذیرفت